|
مراسم اهداي
دومين دورهي جايزهي مهتاب ميرزايي - همكار درگذشتهي
نشريهي «نگاه نو» - روز گذشته (پنجشنبه، 20 تير)
با حضور چهرههاي مختلف فرهنگي و هنري در مركز همايشهاي
بينالمللي رايزن برگزار شد.
به گزارش خبرنگار بخش
كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جايزهي اين دوره
بر اساس آراي خوانندگان «نگاه نو»، به عزتالله
فولادوند و محمدرضا نيكفر به ترتيب به خاطر
بهترين ترجمه و تأليف، تعلق گرفت.
همچنين به
پنج نويسنده و مترجم كه در 17 سال فعاليت نشريهي «نگاه
نو»، بيش از 40 اثر از آنها در نشريه به چاپ رسيده است،
جوايزي تعلق گرفت. برگزيدگان اين بخش به ترتيب
تعداد آثار چاپشده عبارتاند از: عبدالحسين
آذرنگ (55 اثر)، رضا رضايي (53 اثر)، عزتالله فولادوند
(47 اثر)، محمدرضا نيكفر (43 اثر) و روشن وزيري (42 اثر).
در ابتداي مراسم
اهداي دومين دورهي جايزهي مهتاب ميرزايي، علي
ميرزايي - مديرمسؤول و سردبير فصلنامهي «نگاه
نو» - در سخناني با گراميداشت ياد و خاطرهي فرزندش، با
تقدير و تشكر از زحمات نويسندگان، مترجمان و همكاران
نشريهي «نگاه نو»، از برخي كملطفيهاي مسؤولان از جمله
شهرداري در زمينهي اختصاص مكاني براي برگزاري اين مراسم
ياد و اظهار تأسف كرد.
او با انتقاد شديد از
اين موضوع گفت: مراسمي كه بسياري از چهرههاي برجستهي
فرهنگي، ادبي و هنري اين مملكت در آن حضور دارند، از لحاظ
مكان برگزاري مشكل دارد و برگزاركنندگان آن مجبورند در
بخش خصوصي، مراسم را برگزار كنند.
در ادامه،
عليمحمد حقشناس - استاد دانشگاه و زبانشناس -
به ارائهي سخنراني خود با عنوان «چرا ما جايزهي
نوبل را نميبريم؟» پرداخت و گفت: نكتهاي كه در
آثار بزرگ ادبي كه به كسب جايزهي نوبل نائل آمدهاند،
ديده ميشود، درك عميق از وضعيت تراژيك انسان است كه
جماعتي از نويسندگان را به منتهاي همدردي و شفقت و بخشش
نسبت به انسانها سوق ميدهد. اين نويسندگان هرچه
بيطرفانهتر واقعبيناند و از آن رهگذر نشان ميدهند كه
ريشهي همه بديها بيش از هرجا در تلاش مذبوحانهي آدمي
براي گريز از همان وضعيت تراژيك و واقعگرايانه است.
او در ادامه افزود:
اين ويژگي را مثلا در آثاري از پاموك و يا نجيب محفوظ به
راحتي ميتوان ديد و متأسفانه در آثار نويسندگان ما
نشانههايي است كه ما را در جهت عكس ويژگيهاي يادشده پيش
ميراند و به جاي واقعبيني بيطرفانه ميكوشد واقعيت را
به اين سو يا آنسوي، اين جهانبيني يا آن جهانبيني جهت
ببخشد و درصدد تحقير و ترديد آن چيزي برميآيند كه با آن
گرايش جور درنميآيد.
حقشناس در اين زمينه
گفت: پيشنهاد من اين است كه در اين رابطه، «بوف كور» صادق
هدايت يا «سنگ صبور» صادق چوبك را با برخي آثار پاموك
مقايسه كنيد. هر دو طرف با فرهنگ اينجا درگيرند؛ ولي
آنچه پاموك دربارهي سنت عظيم ايراني دارد، ستايش است؛
ستايش قهرمانهايي كه بسيار مغرورند، خصوصا قهرمانان
دورهي صفويه و آنچه به فرهنگ آن مربوط ميشود؛ اما در
«بوف كور» و «سنگ صبور» آنچه نشانهي همدلي و دلسوزي به
فرهنگ ما باشد، كمتر ديده ميشود. من در پاسخ به اين
سؤال كه چاره چيست، جوابي ندارم؛ فقط خاطرهاي به ذهنم
ميرسد كه در دوران دانشجويي، گزارشي از وضعيت جهان سوم و
اينكه چگونه ميتواند به جهان اول و دوم برسد، به دستم
رسيد. نتيجهي آن اين بود كه جهان سوم سالها كوشيد به
جهان اول و دوم بقبولاند كه در عقل و شعور چيزي كم ندارد؛
اما جهان اول و دوم آن را جدي نگرفتند و جهان سوم هم
نهايتا راه خود را در پيش گرفت و حاصل آن، نويسندگاني شد
كه قصهپرداز فرهنگ خود بودند و در اين زمان، جهان اول و
دوم متوجه جهان سوم شدند و سيل جوايز به سوي نويسندگان
جهان سوم روانه شد.
پس از سخنراني
حقشناس، گروه موسيقي به اجراي زندهي قطعاتي با ويولون
پرداختند و مراسم اهداي جوايز پنج نويسنده و مترجم برگزار
شد و منتخبان جوايز خود را از علي ميرزايي دريافت كردند.
روشن وزيري
- از برگزيدگان - در سخناني از زحمات ميرزايي و ديگر
همكاران «نگاه نو» تشكر كرد.
رضا رضايي
نيز كه سال گذشته دراولين دورهي جايزهي مهتاب ميرزايي،
به عنوان بهترين مترجم شناخته شده بود، در سخناني اظهار
كرد: انتخاب بهترين نويسنده و مترجم با اتكا به آراي
خوانندگان به دو دليل، مبنايي محكم داشت؛ يكي بهدليل
آنكه انتخاب هيأت داوران مفروض مسألهساز ميشد و اعمال
سليقه و بحث و جدل در پي داشت، مانند خيلي از جوايز ديگر
كه شاهد آن هستيم، و دوم آنكه علي ميرزايي اطمينان داشت
مجموع آراي خوانندگان «نگاه نو» به انتخاب درست ختم
ميشود؛ چرا كه خوانندگان اين نشريه را افراد صاحب تشخيص
تشكيل ميدهند و علي ميرزايي نيز در انتخاب مطالب خود دقت
و وسواس زيادي به خرج ميدهد.
اين مترجم در ادامه
به خواندن شعري با ترجمهي خود از شاعري آمريكايي پرداخت و
سپس بنا بر رأي خوانندگان، جايزهي بهترين مطلب نوشتهشده
را متعلق به محمدرضا نيكفر براي
مقالهي «فرهنگ بدون محور و مركز» به ياد ريچارد رورتي،
در شمارهي 74 مردادماه 86 عنوان كرد، كه به دليل نبودن
نيكفر، برادرش جايزهي او را دريافت كرد.
سپس پيام محمدرضا
نيكفر با عنوان «نوشتن براي جامعهي مدني» همراه با تقدير
وي از همكاران و سردبير مجله، توسط مجري مراسم خوانده شد.
در ادامه،
سيمين بهبهاني شعر خواند و محمدعلي موحد
با قدرداني از بهبهاني و گراميداشت ياد مهتاب ميرزايي،
اظهار كرد: نادرند افرادي كه مرگشان هم براي ديگران منشأ
خير باشد و امروز مهتاب ميرزايي، حتا فقدانش، منشأ خيري
بوده است براي ديگران. نشريهي «نگاه نو» درواقع فرزندي
براي علي ميرزايي محسوب ميشود كه ميبايست نگاهي نو در
فكر و فرهنگ و سنتهاي ما باشد.
در ادامهي مراسم،
اهداي جايزهي بهترين مترجم توسط محمدعلي موحد و
مصطفي ملكيان انجام شد و عزتالله
فولادوند اين جايزه را به خاطر ترجمهي
مقالهي «عقلگريزي در تاريخ فلسفه» در شمارهي
76 بهمنماه 1386، بهخود اختصاص داد.
فولادوند
نيز با ابراز خرسندي و تشكر از مسؤولان و خوانندگان نشريه،
گفت: در طول تاريخ، هر بلايي به ما رسيده، از نبود آزادي و
كمدانشي بوده است و اكنون اهداي اين جايزه كه با انتخاب و
رأي آزادانهي خوانندگان «نگاه نو» انجام گرفته، در راستاي
ارج نهادن به جايگاه بلند آزادي است.
او همچنين با خواندن
بخشهايي از «عهد عتيق»، در باب ترجمه اظهار كرد: ترجمه
بحثي عجيب و مشكل است. پراكندگي قومي و زباني بنيآدم باعث
شد آدميان بنا به سرشت سركش خويش در جهت رفع آن پراكندگي
برآيند و آنجا بود كه قرعهي فال به نام مترجمان بيچاره
زدند. انتقال زباني به زباني ديگر به مثابهي انتقال
فرهنگي به فرهنگي ديگر است و خود زبان نيز داراي سطحهاي
مختلف است. مثلا در پاياننامهاي در فارسي مينويسيم
«قربان شما»؛ براي ترجمه به فرانسه يا آلماني بايد چه چيز
را جايگزين آن كنيم؟ اوج دشواري در اين زمينه در شعر ظهور
مييابد كه نه لفظ به لفظ ميتوان ترجمه كرد و نه از طريق
تفسير و تأويل.
اين مترجم آثار
فلسفي همچنين يادآور شد: بدگماني به ترجمه نيز سابقهاي
دراز دارد و خيليها از آن با عنوان خيانت ياد كردهاند.
انگليسيها در اينجا زيركي به كار برده و واژهي
«translate» را استفاده كردهاند، كه به معناي بردن و
انتقال است و شبههاي در آن نيست. آيا واقعا ترجمه خيانت
است؟ مردم به زبانهاي مختلف صحبت ميكنند و ناگزيرند به
ترجمه. مترجم هم بايد به نويسنده خدمت كند و هم به
خواننده؛ وگرنه مرتكب خيانت شده است. اگرچه بعضي تأليف را
ارزشمندتر از ترجمه ميدانند؛ اما به دو دليل عمده اينطور
نيست؛ يكي سابقهي گرانقدرتر ترجمه در تمدن خودمان (خصوصا
در زمان عباسيان) و آشنايي با متون يوناني، و همچنين در
زمان تعطيلي مدارس فلسفي غيرمسيحي در قلمرو امپراتوري روم
تا يكهزار سال (اعصار تاريك اروپا)، علم و حكمت از اواخر
قرون وسطا، زماني دوباره جريان يافت كه الهيدانان مسيحي
به ترجمهي متون از عربي به لاتين پرداختند و دوران درخشان
تمدن غرب را آفريدند. مورد ديگر اينكه در اين دوران اعصار
تاريك اروپا، اينطور نبود كه متفكران آن دوران ابدا دست
به قلم نبرند؛ ولي چون افكارشان از پيوند با انديشههاي
ديگران محروم بود، به ناباروري و پسماندگي محكوم شدند؛
بنابراين نتيجه ميگيريم در طول تاريخ، زماني انديشهها
شكوفا شدند كه از رهگذر ترجمه، باروري بيشتري يافتهاند.
سپس هدايايي از طرف
مديران نشر هرمس و ماهي به فولادوند اهدا شد.
در انتهاي برنامه،
صديق تعريف به اجراي آواز پرداخت و گروه
موسيقي نيز قطعاتي را با ويولون براي حاضران اجرا كردند.
گفتني است،
جايزهي مهتاب ميرزايي، در تيرماه هرسال، به
پديدآورنده يا پديدآورندگاني تقديم ميشود كه اثري از
آنها (داستان، مقاله، ترجمه، نقد، عكس، شعر، طراحي، و
...) در فصلنامهي نگاه نو به چاپ رسيده و خوانندگان
«نگاه نو»، آن اثر را، با رأي خود به عنوان اثر برتر
انتخاب كردهاند.
انتهاي پيام
كد خبر: 8704-11671
|